دفتر خاطرات منو عشقم
خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح
92.9.22 اون روز ساعت 6 از خواب بیدار شدم رفتم دوش گرفتم و به قول خودت خوشمل کردم بعد رفتم سر جلسه ازمون هوا عالی بود بارونی دقیقا همونجوری که من دوس دارمممممممممم بعده ازمون سریع رفتم دمه پاساژ منتظرش وایشادم تا بیاد هی اینور و اونور خیابونو نگاه میکردم که از کدوم سمت میخواد بیاد یهو از دور دیدمش و لبخند رو لبامون نشست رفتیم پایین دیدیم کافی تعطیلهههههه عشقم - من تشنمه بریم یه چیزی بخوریم!! چی میخوری؟ من - هیچییی عشقم - مگه دسته خودته باید بخوری... 2 تااب البالو گرفتی و شروع کردیم قدم زدن یه کوچولو که قدم زدیم یکمی چرخیدیم بعد باز برگشتیم ببینیم که کافی نت بازه یا نه اونجا نشستیم و من ثبت نام کردم تو کافی نت 1 سیدیه فیلم بهت دادم بری نگاش کنی بعد رفتیم یه سر به گوشیم زدیم خوشبختانه در دست تعمیر بود دوباره رفتیم شروع کردیم قدم زدن خیلی دوست داشتم دستاتو بگیرم اما من خیلی خجالتیم واسه همین ساکت موندم تو راه کلی شیطونی کردی و دل منو بردی همه اگهی هایی که رو دیوار چسبیده بودن و کندی پرسیدی بریم یا برگردیم؟ منم گفتم اول یه سر به گوشیم بزنیم رفتیم بازم درست نشده بود گفتی بریم ذرت مکزیکی بخوریم تا درست بشه رفتیم بغل پاساز سفارش دادیم و شروع کردیم خوردن 3 تا ببعی واست گرفته بودم بهت دادمششوووون گفتی بذار تو جیبت بعد ازت میگیرمشون انقدر گرم صحبت شدیم که گوشیو یادمون رفت بعد من یادم اومد سریع رفتم دیدم پاساز بستست اما مرده منتظر ما مونده بود بیچاره گفت ما رو اینجا کاشتین خودتون رفتین دنبال عشق و حالتون خلاصه رفتیم گوشیو گرفتیم و رفتیم خونه موقع خداحافظی دست دادیییم و رفتیم خونه هامون خییلی روزه قشنگی بود
نظرات شما عزیزان:
یکم فکر کردیم تصمیم گرفتیم بریم که من واسه کنکورم ثبت نام کنم که اونم تعطیل بود ازونجا که من باید کارامم انجام میدادم رفتیم گوشیمو تعمیر 1.2 تا کافی نته دیگه هم سر زدیم که تعطیل بودن بلاخرهههه بعد از کلی سردرگمی تصمیم گرفتیم ک قدم بزنیم
پاسخ:مررسییی بازم بیا خوشحال میشم
پاسخ: سلامممم ممنونم
برچسبها:
طراح : صـ♥ـدفــ |